شایانشایان، تا این لحظه 7 سال و 8 ماه و 13 روز سن دارد

به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

من شایان شیطون بلا، امید مامان بابام هستم

به دفترچه خاطرات من خوش آمدید.

 خوشحال می شم نظراتون رو برام بنویسیدچشمک

کارنامه کلاس دوم

امروز رفتیم کارنامم رو گرفتم. وقتی داشتم می خوندمش خانم معلم گفتند مگر از تو پسر باهوش و فعال چیزی غیر از این انتظار بود?🤗🤗🤗🤗 اینم جایزه ام که خیلیی دوستش دارم و همون شب رفتم خریدم. 😉😉😉😉😉😉😉 ...
29 خرداد 1398

تفریحات تابستانه من و مامان. (قسمت دوم)

امروز قرار شد با مامانی بریم شهربازی بازی کنیم و بعدش بریم مامان چند تا مغازه ببینند وهیچ کس به دیگری غر نزنه. همین اتفاق هم افتاد و بسیار خوش گذشت. دلم می خواست همه پولم رو بدم از این بازی های چنگکی. که البته دو بار دادم و فقط توپ گیرم اومد😐😐😐 تیکت هایی که از بازی ها یرم اومد ۲۰۰ عدد شده بود که جایزش چیز خوبی نبود و به پیشنهاد مسوولش صبر می کنم تا بیشتر بشه 🤗🤗🤗 ...
27 خرداد 1398

آشپزی های من و مامان( قسمت ۳)

دیشب در برنامه بفرمایید شام, برا دسر تیرامیسو درست کردند. من هم خیلیی دلم کشید و به مامانی پیشنهاد تیرامیسو دادم و فردا رفتیم باهم موادش رو خریدیم و شروع به کار کردیم. این شد نتیجه کار😋😋😋😋 تابستان ۹۸ جاتون خالی. خیلیی خوشمزه شده🤗🤗🤗 ...
24 خرداد 1398

اشپزی های من و مامان.( قسمت ۲)

امروز هم به پیشنهاد من(شایان) قرار شد با مامانی لازانیا درست کنیم. وای که چقدر عالی بود. وای که چقدر چسبید و خوشمزه شده بود. یکی از بهترین لازانیاهایی که تو عمرم خورده بودم. فکر کنم چون با دستهای کوچولوی خودم درست شده بود.😆😆😆😆 مامانی می گن که دلم می خواد بزرگ شدی , اگر روزی من خونه نبودم بتونی برای خودت آشپزی کنی و در آینده در این زمینه بتونی گلیمت رو از آب بیرون بکشی. ☺☺☺☺☺☺ راستی من امروز سبزی هم پاک کردم. 😊😊😊 تابستان ۹۸ در ضمن روی لازانیا رو با سس تزیین هم کردم. عکس های پایین رو ببینید 😄😄😄😄😄 ...
23 خرداد 1398

حس غیر قابل توصیف

امروز رفتم پای لپ تاپ تا طبق روال معمول کارام رو شروع کنم که یک چیزی رو صفحه دیکتاپ دیدم اسمش( مادر عزیزم) بود وقتی بازش کردم با این جمله مواجه شدم. حسی غیر قابل توصیف دارم. خیلیییی خیلی خوشحال شدم. الهی قربون مهربونترین پسر دنیا برم. 🤗🤗🤗🤗🤗🤗 از شایان که پرسیدم. گفت این  جمله را روی دسکتاپ گذاشتم که هر وقت می خواین کارتون رو شروع کنید با روحیه خوب شروع کنید و خسته نشید نمی دونم چی بگم😊😊😊😊😊 ...
19 خرداد 1398

مسابقه spelling b. مرحله سوم

امسال هم شکر خدا من به مرحله سوم این مسابقه رسیدم. امسال مسابقه به صورت گروهی بود از یک طرف خوب بود که مشورت می کردیم و کار گروهی رو یاد می گرفتیم. از طرفی اگر یکی از گروه اشتباه می کرد به ضرر همه اعضای گروه می شد. ۶ گروه دختر و پسر به مرحله اخر رسیدن و یک گروه انتخاب می شه. نتیجش رو یک ماه دیگه اعلام می کنند. ...
9 خرداد 1398

رودبال

امروز رفتیم باغ عمو کمی در کار باغبانی کمکشون کردم. بعدش رفتیم کنار اب. با روزبه و آوا هم بازی کردم و پاهامون رو زدیم تو آب. بعدش بستنی خوردم که خیلییی به من چسبید. خیلی خوش گذشت ...
9 خرداد 1398