به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

1

بازی کردن با حلقه

مدتی بود که مامانی خودشو می کشت که من با این حلقه ها بازی کنم ولی من زیر بار نمی رفتم و علاقه ای نشون نمی دادم. تا اینکه دوست مامانی (مامان علی سام) بهش گفت که فعلا برای من این بازی زوده و مامانی هم دست از سر من برداشت و حلقه ها رو جمع کرد. امروز به طور اتفاقی حلقه ها رو تو کمدم دیدم و به مامان اشاره کردم که می خوامشون. و نشستم به بازی کردم. اگه بدونید مامان چقدر ذوقمو کرد راستی من یه کامیون هم دارم که خاله مهرناز برام خریده و خیلی دوستش دارم. مامانی بند بهش بسته و من می کشمش و آآآآآآآآآآآآآآآآآآآمممم می کنم به عنوان صندلی هم ازش استفاده می کنم   ...
12 آذر 1391
1