شایانشایان8 سالگیت مبارک

به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

بازی کردن با حلقه

مدتی بود که مامانی خودشو می کشت که من با این حلقه ها بازی کنم ولی من زیر بار نمی رفتم و علاقه ای نشون نمی دادم. تا اینکه دوست مامانی (مامان علی سام) بهش گفت که فعلا برای من این بازی زوده و مامانی هم دست از سر من برداشت و حلقه ها رو جمع کرد. امروز به طور اتفاقی حلقه ها رو تو کمدم دیدم و به مامان اشاره کردم که می خوامشون. و نشستم به بازی کردم. اگه بدونید مامان چقدر ذوقمو کرد راستی من یه کامیون هم دارم که خاله مهرناز برام خریده و خیلی دوستش دارم. مامانی بند بهش بسته و من می کشمش و آآآآآآآآآآآآآآآآآآآمممم می کنم به عنوان صندلی هم ازش استفاده می کنم   ...
12 آذر 1391
1