شایانشایان، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

یک ثانیه غفلت

امروز رفتم لباس ها رو بندازم رو بند رختی که ناگهان صدای شکستن شیشه اومد ببینید............ شایان خان آیینه میز آرایشی رو به زمین انداخته بود و خودشم از ترس گریه می کرد. الهی بمیرم مامان که اینقدر ترسیدی!!!!!!!!!!!!! خب یک لحظه بشین. خدایا فقط خودت می تونی مواظبش باشی   وایییییییییییی که چقدر سخته بچه بزرگ کردن اون هم از نوع شیطونش.  خدایا کمکم کن و این جریان دو هفته بعد دوباره تکرار شد. 16 ماهگی ...
17 ارديبهشت 1392

شایان در پارک

 هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. دوباره هوا خوب شد و مامانی منو به پارک می بره.         من دیگه بزرگ شدم . مثل پارسال نیست که لازم باشه مامان دستمو بگیره و از بالای سرسره بیاره پایین.    راستی هنوز این عادتم هم ترک نکردم و دوست دارم به جای پله از پایین سرسره برم بالا          تورو خدا ببینید مامانی برای اینکه از من عکس بگیره چه بلاهایی سرم می یاره!!!!!!!!!!!!! منو کرده وسط شاخه های درخت  آخی. راحت شدما. بالاخره مامانی دست از سرم برداشت امروز تو پار...
11 ارديبهشت 1392

شایان در 18 ماهگی

من وارد 18 ماه شدم   *** تمام اعضای صورتم رو می شناسم.{ چشم- ابرو- بینی- لب- دندان- زبان- لُپ- مو} *** دست و پا و شکم و ناخن و گردن خودم رو می شناسم *** صدای بره- خروس- الاغ- کلاغ-سگ و گربه رو میگم. *** حیوانات خروس- مرغ- جوجه- الاغ-سگ- گربه-کلاغ- موش-مورچه- خرگوش رو می شناسم. *** مامان- بابا- گل- با(آب)- ببه(بده)- دد-بیبی(پیشی)-بب(ببیی) رومی گم *** ١٤تا دندان دارم *** وقتی مامان می گه دستمو بالا ببرم انجام می دم. بالا می پرم. دست می زنم- چشمهامو می بندم- می رقصم. مسواک می زنم. ادای خنده و گریه درمی یارم. می تونم فوت کنم. ادای سرفه کردن رو در بیارم. دستامو می برم بالا و از...
9 ارديبهشت 1392
1