به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

خنده ی زورکی

  ای وای از دست مامانم. همش می گه بخند تا من عکس بگیرم. بفرمایید مامان جونم. اینم خنده   هاهاهاها   اینم یک نوع دیگر خنده زورکی البته از نوع لبخند     شایان و دختر عمو تینا تینا می گه امان از دست شایان. وقتی بیداره همه چیز رو به هم می ریزه و وقتی هم خوابه همه باید ساکت باشند و هیچ کاری نمی شه کرد. ...
18 خرداد 1392

هدیه روز مرد

من برای دومین سال از خاله جونم به مناسبت روز مرد کادو گرفتم. یک الاغ موزیکال که از صبح تا شب به مامان می گم روشنش کنه و دوتامون بشینیم ببینیمش   خاله مهرناز و عمو احمدرضا خیلی دوستون دارم. ممنونم   این ماشین خوشگل هم عید از خاله جونم عیدی گرفتم       راستی دیروز رفتم تو پارک و یه دوستی به اسم علی پیدا کردم که حدودا 7-8 سالش بود . من هم پشت سر علی هرکاری می کرد می خواستم که انجام بدم. و همش می گفتم عیی. عیی   این هم از دوست دخترام که همسایمون هستند و خیلییییییییییییییییییی دوستم دارند.   جا داره که از یاسمین کوچولو و مامان گلش که پیگیر وبلاگ...
3 خرداد 1392
1