به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

تولد دو سالگیم مبارک

من دو ساله شدم. امسال مامان و بابایی برام تولد تم دار نگرفتند . گفتند که من چیزی یادم نمی مونه و ایشالا سالهای بعد که بزرگتر شدم. ولی خیلی خیلی به من خوش گذشت و کلی اذیت کردم.           خوش آمدگویی روی در ورودی   کیک تولد دو سالگیم       بریدن کیک   میز شام   هدیه های تولدم     راستی کیلیپ هم داشتم که مجموعه ای از عکسهایی از بدو تولدم تا حالا بود. و من خیلی دوستش داشتم و  هنگام پخشش خودم دست می زدم و می گفتم همه دست بزنند و مواظب بودم که کسی تنبلی نکنه...
30 مهر 1392

شعری دیگر از بابا جونم در وصف من

شایان من، خوش تیپ و باوقار است پیوسته خوشرو، شاداب و باصفا است ناز و اداش، دل می بره صاحب دلان را نگاه افسون گرش، سحر می کند جانان را شیطنتاش، نشان کنجکاویست خنده های زیباش، نشان دل فریبی ست شاید بگویید اغراق شده در این وصف اما نه والا، ز صد بگفتم یک حرف   البته خود باباجونم که می خونند خیلی خیلی قشنگتره ممنونم باباجونم. دوستون دارم ...
15 مهر 1392

برای اولین بار شایان خان به آرایشگاه می رود

  امروز من و مامانی رفتیم آرایشگاه لبخند کودکانه که فقط مخصوص بچه ها هست وخیلی مجهزه اونجا پارک بازی هم داشت که اول رفتم نیم ساعتی بازی کردم و خیلی خوش گذشت     بعدش که نوبتم شد مامانی منو نشوند رو صندلی که صندلی هاش همه ماشین بودند و من ماشین آبی رو انتخاب کردم و مامان پیشبند رو بست به گردنم و من هم خوشحال و خندان ماشین بازی می کردم   اما بعد از فقط یک دقیه خسته شدم و می خواستم بیام پایین   خلاصه فقط بگم که مامان و آقای آرایشگر رو دیوونه کردم. عمو آرایشگر برام سی دی می گذاشت. شکلات داد. آبپاش رو داد دست من و من همه رو خیس کردم. کلی اسباب بازی داد دس...
15 مهر 1392

شایان و میز تحریرش

  من یک میز تحریر دارم که دیگه پشت اون می شینم و نقاشی می کشم. این نشون دهنده اینه که من بزرگ شدم. شما چی می گید؟ البته ناگفته نمونه که یک خط رو کاغذ(به قول خودم گاگذ) و100 خط رو میزم می کشم. به مامانم نگیداااااااااااااااااا  !!!!!!!!!!!!!!   23 ماهه ...
15 مهر 1392
1