به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

1

جشن اول سال در مهدکودک

امروز جشن اول مهر در مهدکودک با مامان و بابا دعوت بودیم. جای همگی خالی به عبارتی اولین جشن در دوران تحصیل من این هم آخر جشن و شام مهدکودک عزیزم امروز در جشن مهدکودکت حس خیلی خاصی داشتم. اولین جشن دوران یادگیری تو بود. مخصوصا با لباس فرم عزیزکم ایشالا جشن فارغ النحصیلیت از دانشگاه الهی آمین ...
26 شهريور 1393

... دیدار بعد از 8 سال

امروز من و مامانی رفتیم پارک تا مامان چند تا از دوستاشو بعد از 8 سال ببینه و در ضمن چون همگی بچه داشتند ما هم با هم بازی کنیم. ما 4 تا بودیم . 3 تا پسر و یک دختر و خیلیییییییییییییییییی به من خوش گذشت و حسابی با علی سام و آرتین و آرشیدا بازی کردم. مامانم بیچاره اصلا نتونست دوستاشو ببینه. فکر کنم فقط یه سلام و خداحافظی با هم کردند. آخه ما بچه ها نمی گذاشتیم و هر مامانی باید دنبال بچه خودش می دوید. من برای اولین باربه قلعه بادی رفتم. اولش کمی می ترسیدم ولی کم کم که دوستامو دیدم خیلی خوشم اومد.خلاصه به من که خیلییییییییییییییییییییی خوش گذشت. راستی علی سام هم به من دو تا کتاب داد. ممنون علی سام   ...
13 شهريور 1393
1