شایانشایان، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

به وبلاگ شایان شیطون بلا خوش اومدید

تولد ترانه

امشب تولد ترانه بود. بابا رضا از عصر عازم تهران شد و در تولد نتوانست شرکت کند. شایان از همون وقت شروع به گریه کرد و خیلییی بی قراری می کرد. من خوشحال بودم که به تولد می ریم و شاید کمی روحیش عوض بشه. ولی در کمال ناباوری دیدم از کنار من جدا نشد. شایانی که همش مشغول بازی بود شاید ۵ دقیقه هم برای بازی و... بلند نشد. از وقتی خدا حافظی کردیم هم گریه شروع شد. نمی خوابید و من دلم براش کباب بود. خیلیی دلداریش دادم. خدایا سایه پدر و مادر رو از بالای سر هیچ بچه ای کم نکن ۹۸.۷.۱۷ ...
28 مهر 1398

هشت سال گذشت. پسرم تولدت مبارک

عزیزتر از جانم. پسرم. عشقم. تولدت مبارک. امیدوارم همیشه بخندی و سالم باشی. امروز خودت کیکت و مکان شام تولدت رو انتخاب کردی.🤗🤗🤗🤗🤗 هدیه ای بسیار قشنگ از حلمای عزیز هدیه زیبای ترانه 😘😘😘😘😘😘😘 امسال, اولین سالی هست که تولدت رو ۳ نفری برگزار کردیم. عاشقانه دوستت دارم. خدا یا شکر...
28 مهر 1398

مهربان ترین پسر دنیا

آخه شما قضاوت کنید. زنگ در به صدا درمیاد. من در رو باز کنم. پسرم با یک شاخه گل روبروم باشه و از من بابت همه چیز تشکر کنه و ببوستم. آیا این پسر مهربانترین پسر روی زمین نیست??? از صبح با بابا هماهنگ کرده که بعد از مدرسه بابایی بره دنبالش. خودش تنهایی رفته تو گل فروشی. گفته گل محبوبه دارید? 😆😆😆😆 بعد این شاخه گل رو با تزیینش که سلیقه خودش بوده خریده و اومده. فقط می تونم بگم خدایا شکر. هزار بار شکر ...
17 مهر 1398
1